مجموعة مؤلفين

190

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

در ميان طاق هم در اصطبل نشسته و به سر برديم . گوشتى به دست آمده بود ، بار كرده بودند ، قبل از غروب آفتاب صرف شد . خواستيم بعد از فريضه ، خواب مستوفائى كرده باشيم ، صداى قشاو مكاريان و بعداز صحبت‌هاى ايشان كه از همه جا مىداشتند تا ساعت پنج نگذاشتند يك چشم بخوابم . [ كثرت زوار در سرپل ذهاب و كمبود مسكن ] ( پنج شنبه 6 ) : اول طليعه ، از ميان طاق برداشته ، به راه ذهاب افتاديم . منزل ، پنج فرسخ است ، اما چه پنج فرسخى ! همه ، سنگلاخ و پست و فراز ، خاصه ، قريب يك فرسخ كه همه سراشيب و قريب نيم فرسخ ، چندان محل تشويش است كه همه زوار پياده شدند ، الا بنده ، كه نظر به عجز ، از پياده‌روى معاف ماندم و كجاوه را چند نفر پاسدارى كرده ، به حول وقوه حضرت بارى در دوساعت و نيم به غروب مانده به منزل رسيديم . از اول تا آخر ، همه جا غلبهء سوار و پياده زوار و بار امتعه تجار در كار بود . آدم والده قوام الدوله و بنده و ديگران كه پيش آمده بودند براى تعيين منزل خوبى بر سرپل ، از ورود دامين و آمين ، يافت نمىشد به آبادى ذهاب كه ميانكل نام قبلى او است و از اعمال محال شده به حساب مىرفت . آب خانه‌هاى رعيتى گرفته بودند ، طرف قبلى به وفور آب بى حد است و طرف جنوب از خاك كلهر محسوب مىشود . محمد عليخان ، مأمور وزارت جليله خارجه ، پسرابوالقاسم خان ، نواده مرحوم خان خانان ، او پسر مرحوم جهانسوز خان و داماد اوست ، به احوال‌پرسى فرستاده بود ، از سوء مزاج . . . « 1 » وخوشى و بدى آب و هواى اين‌جا ، فصلى مشبع به‌ميان آمد . ( روزجمعه 7 ) : امروز ، منزل ، آبادى قصرشيرين است . قبل از طلوع آفتاب ركوب و ركاب به حركت آمده ، از پل ذهاب كه مرحوم طهماسب ميرزا ، مؤيد الدوله به خرج دولت عليه ساخته و بعد از چند سال مرحوم حسام الملك به مرمت آن پرداخته ، گذشتيم .

--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا است .